Saturday, April 06, 2013

مصاحبه با ماهنامه ی تجارت فردا - اسفند 1391


* در ارتباط با عملکرد سازمان تجارت جهانی این دیدگاه به ویژه از سوی کشورهایی مانند هند ،ویتنام و حتی برزیل که عمدتا بخش کشاورزی قوی تری دارند ،وجود دارد که عملکرد سازمان تجارت جهانی بیشتر در جهت منافع کشورهای بزرگ و ثروتمند بوده است. نظر شما درباره این موضوع چیست؟ اصلاً این دیدگاه تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است؟
برای پاسخ به این سوال می توان به میزان و نوع تعهدات کشورهای مختلف در سازمان تجارت جهانی نگاه کرد. میزان تعهدات کشورهای توسعه یافته به طور چشمگیری بیشتر از تعهدات کشورهای در حال توسعه است. در یکی از کارهای جدیدم نشان داده ام که کشورهای در حال توسعه به طور متوسط، امتیازهای تجاری زیادی از کشورهای توسعه یافته گرفته اند و در مقابل امتیازهای کمتری داده اند. به طور مشخص، میانگین سقف تعرفه در کشورهای در حال توسعه به مراتب از سقف تعرفه درکشورهای توسعه یافته بالاتر است. برای نمونه، میانگین سقف تعرفه در بنگلادش 169 درصد، در مکزیک 36 درصد، در ترکیه 28 درصد، و در مالزی 23 درصد است. این در حالی است که میانگین سقف تعرفه در کشورهای توسعه یافته ای مانند آمریکا، کشورهای اروپایی، و ژاپن کمتر از 5.5 درصد است.
البته سقف تعرفه در بخش کشاورزی معمولا بالاتر از بخش صنعت است. علاوه بر تعرفه های وارداتی، کشاورزان در کشورهای توسعه یافته از یارانه های زیادی برخوردار هستند که طبیعتا به ضرر کشاورزان در کشورهای فقیرتر است. به همین دلیل برخی ناظرین معتقدند که کشورهای در حال توسعه از عضویت در قرارداد تجارت جهانی منفعت چندانی نمی برند. با این حال، با توجه به صنعت-محور بودن رشد اقتصادی در اکثر کشورهای در حال توسعه، به نظر من دیدگاه فوق مبالغه آمیز است.

*یکی از مسائلی که در طول این سال‌ها خیلی مطرح بوده بحث پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی است. بخشی از این تحلیل ها شبیه به همان مباحثی است که در اکثر کشورهای داری اقتصاد مشابه ایران و در حال توسعه مطرح است و تا حدی ناشی از یک نوع بی اعتمادی به ساختار سازمان تجارت جهانی است. فکر می کنید چه عوامل دیگری باعث شده که ایران با وجود مزایایی که پیوستن به سازمان تجارت جهانی دارد تا کنون موفق به عضویت در این سازمان نشده است؟ آیا این موانع صرفا سیاسی است یا اقتصادی و یا عوامل دیگری در کار بوده؟
در حال حاضر مانع اصلی پیشرفت در مذاکرات عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی، مشکل دیپلماسی جمهوری اسلامی در سطح کلان است. شرط پذیرش عضو جدید در این سازمان، موافقت تمامی اعضای موجود است. بنابر این تا زمانی که حکومت ایران در انزوا و بحران دیپلماتیک قراد دارد، عضویت در سازمان تجارت جهانی منتفی است.
با این حال نباید فراموش کرد که حتی در زمان حکومت پهلوی نیز-- که دچار مشکلات دیپلماتیک نبودیم-- حکومت ایران تمایل چندانی به عضویت در قرارداد گات نداشت.  شاید دلیل عدم تمایل برای عضویت در گات در زمان پهلوی، به استراتژی های اتخاذ شده برای توسعه ی صنعتی در آن زمان مربوط باشد. یکی از استراتژی های دولت برای رشد صنایع که از اوایل دهه ی چهل خورشیدی به کار گرفته شد، تولید در داخل به جای واردات یا سیاست "جایگزینی واردات" بود. طبیعتا پیوستن به گات با استراتژی جایگزینی واردات همخوانی نداشت. در مقابل کشورهایی مثل کره ی جنوبی که در اواسط دهه 60 میلادی (40 خورشیدی) از سیاست "رشد صادرات" برای توسعه ی صنعتی استفاده کردند به عضویت گات درآمدند.
از آن گذشته، مهمترین کالای صادراتی ایران نفت بوده است، و نفت از جمله کالا هایی است که معمولاً تعرفه‌ی خیلی پایینی دارد. لذا در کشورهایی مثل ایران یا عربستان احساس فوریت یا ضرورت برای عضویت در گات وجود نداشت.

*پیوستن به سازمان تجارت جهانی به طور کلی چه مزایایی به همراه دارد ؟  آیا کشورهای با درآمد پایین با  استفاده از مزیت نیروی کار ارزان در این فرایند بهره می برند؟ آیا در این صورت ایران هم می تواند جزو این کشورها باشد؟
مزیت اصلی عضویت در سازمان تجارت جهانی دسترسی آسان تر تولیدکنندگان به بازارهای جهانی است. اکنون 159 کشور عضو این سازمان هستند و ایران بزرگ‌ترین اقتصاد دنیاست که هنوز خارج از این سازمان قرار دارد. این مساله به رقابت پذیری صادرکنندگان ایرانی در بازارهای جهانی صدمه می زند.
یکی دیگر از مزایای عضویت در WTO افزایش پیش بینی پذیری و پایداری در سیاست های تجاری است. یکی از عوامل افزایش ریسک سرمایه گذاری در یک کشور، غیرقابل پیش بینی بودن سیاستهای تجاری در آن کشور است. برای نمونه مالیات واردات یا صادرات در ایران می‌تواند هر روز عوض شود چرا که دولت هیچ تعهد بین‌المللی خاصی برای جلوگیری از تغییر این سیاستها ندارد. در چنین فضایی مسلما سرمایه گذارهای خارجی با نگرانی و اکراه وارد می شوند.


*برداشت من از صحبت‌های شما این است که دو مساله مهم در ارتباط با عضویت ایران در WTO وجود دارد که یکی مربوط به فضای بین‌المللی است و دیگری هم وابستگی به درآمدهای نفتی است که چندان انگیزه ای برای دولتها  برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی باقی نمی گذارد.با این تفسیر راه برون رفت چیست؟
همان طور که گفتم، به خاطر پایین بودن تعرفه ی نفت خام در اکثر کشورهای واردکننده، پیوستن به   WTO برای کشورهایی مانند ایران، کویت یا عربستان از اولویت و فوریت بالایی برخوردار نبوده است. البته همین مساله باعث می‌شود این کشورها در چانه‌زنی برای عضویت در WTO وضعیت بهتری داشته باشند. به همین دلیل عضویت در سازمان تجارت جهانی برای کشورهایی مثل عربستان یا کویت، تعهدات سنگینی به همراه نداشته است. (متوسط سقف تعرفه در کویت 97 درصد است!)

*یکی از این موضوعاتی که در این سال‌ها به خصوص بعد از بحران اقتصادی اخیر مطرح شد ، مربوط به رشد اقتصادی چین بود که عملا" صادرات محوراست .برخی این دیدگاه را مطرح کرده اند که اقتصاد چین روبه بلوغ هست ودر حال از دست دادن مزیت  صادراتی  خود است، در صورت درست بودن این دیدگاه چشم‌انداز تجارت جهانی را چطور ارزیابی می کنید؟
من این تحلیلی را که گفتید خیلی قبول ندارم. اولاً اینکه چین هنوز با توجه به وضعیت اقتصادش و جمعیت زیادی که دارد هنوز کشور فقیری است و سطح درآمد در آنجا همچنان در برابر کشورهای توسعه یافته خیلی پایین‌تر است. اما این هم درست است که رشد مصرف در چین بسیار بالاست، که البته این هم برای رشد اقتصاد دنیا خیلی خوب است. برای مثال آمریکا در حال حاضر تراز تجاری منفی بزرگی دارد و این باعث نگرانی سیاستگذاران آمریکایی شده است. از طرفی این امید واری وجود دارد که رشد مصرف در چین بتواند به کاهش این تراز منفی کمک کند.

* با توجه به اهمیتی که  چین در اقتصاد جهانی دارد و افزایش مصرف در این کشور طی سال‌های آینده، چه آینده ای برای«یوآن» چین می توان تصور کرد؟
یوآن چین همین الان هم یک واحد پولی نسبتا مهمی است. یکی از موانع در برابر افزایش اعتبار یوآن در سالهای اخیر سیاست سخت گیرانه ی دولت چین در کنترل حساب دارایی و سرمایه Capital Account)) بوده است، به این معنی که انتقال یوآن از مرز چین با محدودیت های شدیدی مواجه بود. دولت چین به تازگی اقدام به کاهش این محدودیت ها کرده است ولی جدیداً  در حال برداشتن این موانع است.  یکی دیگر از سیاستهای دولت چین –که به منظور تشویق صادرات صورت گرفته -- پایین نگه داشتن ارزش یوآن است. شواهد حاکی است که این شدت اعمال این سیاست نیز به مرور کاهش پیدا کرده است. به همین دلایل پیش بینی می شود یوآن نقش مهم تری در اقتصاد جهان ایفا کند.

* در ارتباط با جنگ ارزی بحثی پیش گرفت که تداوم این سیاستها در واقع نوعی جنگ تجاری و تعرفه ای است یا حد اقل تاثیر این چنینی دارد، اما هستند اقتصاددانی مانند پل کروگمن که ضمن اصرار بر تداوم سیاست‌هایی انبساط پولی به هیچ وجه انتشار پول از سوی بانکهای مرکزی در شرایط فعلی را جنگ تجاری نمی دانند.آیا سیاست هایی پولی می تواند تبعات تجاری در پی داشته باشد؟
افزایش پایه ی پولی در یک کشور می تواند با اهداف گوناگون صورت گیرد. اگر هدف دولت از انبساط پولی کاهش ارزش پول ملی و در نتیجه تشویق صادرات باشد، می توان آن را جنگ تجاری نامید. اما ممکن است دولت ها صرفا برای کاهش مشکل نقدینگی شرکتها و به منظور کاهش بیکاری دست به چنین اقدامی بزنند. در مورد دوم "جنگ تجاری"  تعبیر مناسبی از سیاست های انبساطی نیست.
بنابراین خیلی مشخص نیست که دولت‌ها به خاطر مشکل نقدینگی بنگاه های اقتصادی خودشان و یا افزایش صادرات و کاهش واردات دست به این اقدام می زنند. پال کروگمن همیشه معتقد بوده که چین به دنبال کاهش ارزش یوآن است و بر همین مبنا به دولت آمریکا توصیه کرده بود که تعرفه های تنبیهی علیه چین اعمال کند.
به نظر من سیاست های انبساطی چند سال اخیر در آمریکا از نوع جنگ تجاری نیست، بلکه بیشتر عکس العملی است به رشد ضعیف اقتصادی این کشور.

*چشم‌انداز WTO را با توجه به وقفه‌ای که بعد از مذاکرات دوحه و بعد از آن بروز بحران اقتصادی چگونه می بینید؟
در دوره ی بعد از رکود جهانی اقتصاد، نقش مثبت قراردادهای تجاری و از جمله WTO بیشتر نمایان شد. قرارداد تجاری بین کشورها باعث شد علی رغم اینکه صنایع داخلی کشورها شدیدا‌ تحت فشار بودند، تعرفه‌های وارداتی افزایش چشمگیری نکند. با این حال فکر نمی کنم بحران اقتصادی اخیر تاثیری اساسی بر روند مذاکرات دوحه داشته است.
فکر می کنم شکست مذاکرات دوحه به ساختار تعهدات کشورهای عضو مربوط است. همان طور که اشاره کردم،  کشورهای توسعه یافته معمولا تعهدات بسیار سنگینی در WTO دارند، در حالی که بسیاری از کشورهای در حال توسعه هنوز از آزادی عمل زیادی در تعیین تعرفه های تجاری خود برخوردار هستند. مشکل این جاست که به خاطر تعرفه های پایین در کشورهای توسعه یافته، جایی برای کاهش چشمگیر محدودیتهای تجاری باقی نمانده است. ولی کشوری مانند هند خیلی جای کار دارد تا تعرفه‌هایش را پایین بیاورد. به این معنی که در دور جدید مذاکرات، با این که هند می تواند امتیازات زیادی به کشورهای توسعه یافته پیشنهاد کند، ولی در مقابل آمریکا و اروپا توان ارایه ی پیشنهادهای مشابه را ندارند.
از طرفی به خاطر تعداد زیاد اعضای WTO، دسترسی به یک توافق همگانی بسیار دشوار است. به همین دلیل کشورها به مذاکرات دوجانبه روی آورده اند. ممکن است در آینده، به جای یک قرارداد چندجانبه، سازمان تجارت جهانی به شبکه ای از قراردادهای دوجانبه تبدیل شود.


*به عنوان آخرین پرسش چشم‌انداز عضویت ایران را در WTO چطور می‌بینید؟
در حالی که الان تحت تحریم‌های خیلی شدیدی قرار داریم، صحبت کردن درباره چشم‌انداز عضویت ایران در WTO بی معنی است. ولی اگر مشکلات سیاست خارجی ایران حل شود، به نظرم عضویت  در WTO کاملا در دسترس است. از نظر من نگرانی هایی که در مورد صنایع کشور بعد از عضویت در WTO مطر می شود اکثرا مبالغه آمیز بوده است، چرا که حتی بعد از پیوستن به WTO، ایران می تواند تا سالها به حمایت‌ از صنایع داخلی ادامه دهد.

No comments: