Tuesday, April 14, 2009

طرح کروبی برای پخش درآمدهای نفتی - قسمت اول

به علت کمبود وقت نظرم را بدون مقدمه عرض می کنم. در مورد منافع پخش درآمدهای نفتی بین مردم، عباس عبدی تحلیلهای سیاسی فراوانی ارایه داده است. اما از دیدگاه اقتصادی دو ایراد اساسی به این طرح وارد است. در این نوشته یک ایراد را مطرح می کنم و امیدوارم به زودی به مورد دوم بپردازم.

همان طور که حامیان این طرح واقفند، اجرای این طرح فقط در صورتی امکان پذیر است که درآمدهای مالیاتی دولت به شدت افزایش پیدا کند. اما افزایش مالیاتها هزینه ی قابل توجهی به اقتصاد کشور تحمیل خواهد کرد. یکی از باورهای رایج میان اقتصاددانها اثر منفی مالیات بر کارایی سیستم های اقتصادی است. برای مثال مالیات بر سود سرمایه گذاری باعث کاهش انگیزه برای سرمایه گذاری می شود که نتیجه ی آن تولید کمتر و رشد اقتصادی آهسته تر خواهد بود. همچنین مالیات بر حقوق نیز باعث می شود افراد علاقه ی کمتری به کار کردن نشان دهند که این هم به تولید کمتر منجر خواهد شد. از نظر سیاسی هم هزینه ی افزایش مالیاتها می تواند بسیار بزرگ باشد (مقابله ی بازاریان اصفهان و احمدی نژاد را به خاطر بیاورید.)

به طور کلی هر گاه دولت از دستاورد نیروهای تولیدی سهمی به خود اختصاص دهد، انگیزه ی تولید را کاهش داده، به اقتصاد صدمه می زند. پژوهشگران تخمین های متفاوتی (از 7 درصد تا 21 درصد) در مورد هزینه ی اخذ مالیات ارایه داده اند. به عبارت دیگر کسب 100 دلار درآمد مالیاتی حدود 107 تا 121 دلار هزینه دارد، یا به عبارتی 100 دلار درآمد مالیاتی با کاهش رفاه اقتصادی به میزان 7 تا 21 دلار همراه خواهد بود.

تنها نوع مالیات که فاقد تاثیر منفی بر انگیزه ی منابع تولیدی است مالیات سرانه است. مالیات سرانه مالیاتی است که هر شخص، بدون توجه به میزان تلاش و سرمایه گذاری خود و بدون توجه به میزان درآمدش، پرداخت می کند. در این سیستم مالیاتی دولت خود را در حاصل تلاش نیروهای تولید شریک نمی کند و لذا افراد انگیزه ی بیشتری برای فعالیت اقتصادی خواهند داشت. با این حال اخذ مالیات سرانه در عمل معمولا امکان پذیر نیست. نکته ی اول در مورد این نوع مالیات بحث عدالت است چرا که در این سیستم افراد فقیر جامعه و ثروتمندان به یک اندازه مالیات پرداخت خواهند کرد. نکته ی دوم این است که حداکثر مالیاتی که می توان از افراد کم درآمد اخذ کرد بسیار پایین است و در نتیجه درآمدهای دولت بسیار ناچیز خواهد بود.

نکته ی جالب در مورد استفاده ی دولت از درآمدهای نفتی این است که می توان آن را به عنوان مالیات سرانه در نظر گرفت، که همان طور که گفته شد بهترین نوع مالیات است. با جایگزینی مالیات به جای درآمدهای نفتی، دولت فرصت استثنایی کسب درآمد بدون ضربه زدن به اقتصاد را از دست خواهد داد.

جدا از این که مالیات بالاتر انگیزه برای کسب و کار را کاهش می دهد، پخش درآمدهای نفتی هم هزینه های خاص خود را دارد به طوری که برای رساندن 100 دلار به دست مردم احتمالا دولت باید بیش از آن هزینه کند. فرض کنید هزینه اخذ مالیات حدود 15 درصد و هزینه ی پخش درآمد 5 درصد باشد. با این فرض اگر دولت بخواهد 100 دلار درآمد نفتی را بین مردم پخش کند و سپس آن را از طریق مالیات پس بگیرد تنها حدود 81 دلار به دست خواهد آورد و 19 دلار کاملا از بین خواهد رفت. یعنی بهروری اقتصاد در نتیجه ی این طرح 19 درصد کاهش پیدا میکند. البته این نتیجه بر مبنای فرضهای بالا به دست می آید و برای محاسبه ی دقیق این هزینه ها باید مطالعات میدانی در اقتصاد ایران صورت گیرد. اما آنچه مسلم است اثر منفی این طرح بر تولید در کشور است.

ایراد دوم به نوسان درآمدهای نفتی مرتبط است که امیدوارم در آینده ی نزدیک به آن بپردازم.

1 comments:

آنام said...

مصطفی جان،

من قبلاً یه مطلب نیمه مفصل درباره این طرح نوشتم، دارم رویه مطلب مفصل تر کار می کنم که به زودی می ذارم روی وبلاگم، ولی برای اینکه یه ادبیات مشترک برای بحث درباره این موضوع داشته باشیم، دو تا تذکر کوچیک: این طرح (البته شاید تو این مقطع نشه اسمش رو طرح گذاشت چون هنوز هیچ جزئیاتی ازش مطرح نشده، طرح کروبی نیست، بیشتر طرح نیلیه.
البته چهار سال پیش هم دکتر باقرزاده در سایت ایران امروز طرح مشابهی رو با جزئیات کاملتر در 20 صفحه ارائه کرده بود. دو دوم اینکه پخش درآمدهای نفتی هم شاید اسم مناسبی نباشه، چون خیلی ترکیب جامعیه، مثلاً شاید اسم طرح پرداخت نقدی رایانه های احمدی نژاد رو هم بشه «طرح پخش درآمدهای نفتی» گذاشت