Thursday, March 08, 2007

دخالت دولت برای حفظ مزیت رقابتی صنایع


محسن در پی مطلب پیش، از یکی از استادانش نقل کرده که یک نهاد اجرایی (بخوانید دولت) باید وجود داشته باشد که از افول مزیت رقابتی صنایع جلوگیری کند. یکی از دلیلهایی هم که مطرح کرده این است که چون صنایع به هم مرتبط هستند (یک زنجیره­ی عرضه را در نظر بگیرید) افول ناگهانی یک صنعت ممکن است با ایجاد گلوگاهی در زنجیره­ی عرضه، به سایر صنایع نیز آسیب وارد کند (تعبیر من از نوشته­ی محسن).

قاعدتا یکی از کاربردهای طراحی و مدیریت زنجیره­ی عرضه جلوگیری از ایجاد گلوگاه­هایی است که ممکن است به دلایل مختلف ایجاد شود و برای من معلوم نیست که دولت چگونه می­تواند بهتر از دست اندر کاران این زنجیره در مورد آن برنامه­ریزی کند.

از آن گذشته افول مزیت رقابتی یک صنعت یا یک تولید کننده ممکن است به دلیل اوج گرفتن مزیت رقابتی در سایر صنایع باشد و اگر دولت به یک صنعت کمک کند که توان رقابتی خود را حفظ کند (مثلا با یارانه یا بخشش مالیاتی) در واقع صنعت دیگری را نابود کرده است.

دخالت دولت تنها زمانی توجیه­پذیر است که مکانیسم بازار قادر به ایجاد هماهنگی­های لازم نباشد. مثلا به نظر می­رسد که در زمینه­ی خدمات پستی –که امروزه بخش مهمی از بسیاری از زنجیره­های عرضه هست— دولت می­تواند با وضع استانداردهایی روابط بین شرکتهای پستی را تسهیل کند. یا این که دولت می­تواند با برنامه­ریزی بلندمدت ( و نه اجرا) برای بندرها و راه­های کشور کاسبی را آسان کند.

7 comments:

محسن said...

سلام، گفتم شاید بد نباشد که نظر یکی دیگر از دوستان را هم اینجا بگم: که دانش آموخته کارشناسی ارشد اقتصاد است:

در ایران ظاهرا وزارت بازرگانی مسئول نظم بخشیدن به ساختارهای یک صنعت / بازار و تنظیم روابط بین بازارهای مختلف است. گرچه اکثر اوقات نتوانسته مسئولیت خود را بخوبی بازی کند. او به نکته دیگری هم اشاره کرد همه چیز که اقتصاد نیست! منظورش این بود که برای این مورد نباید فقط ملاحظات اقتصادی صرف را دخیل کرد و همه چیز را بر عهده مکانیسم بازار گذاشت.

یه مورد دیگر: خود من متوجه شدم که سندیکاهای کارفرمایی در برخی موارد این مسئولیت را عهده دار هستند.

چریک said...

ویژگی ذاتی هر مزیت رقابتی به خصوص در دنیای جدید، ناپایداری اونه و هرگونه دخالت مگر برای ایجاد مزیت جدید یا انطباق با شرایط جدید محکوم به شکسته. دخالت دولتها هم بدون اتخاذ یک سیاست صنعتی درست خیلی وقتها منجر به دوپینگ میشه و نه ایجاد یا تقویت مزیتهای رفابتی. مثل مملکت ما که تنها مزیت رقابتی برای تولید سوخت هسته ای یا حتی خودرو (البته در بازارهای جهانی) پول مفت نفته ;)

مسعود said...

سلام مصطفی. وبلاگ خواندنی داری. در تایید نظرت، استراتژی توسعه صنعتی دولت هم باید عمدتا به این هماهمنگیها و فضای کسب و کار بپردازد.

farzad said...

خب! لینک شما در دسته اقتصاد اضافه شد!

ميثم پيله فروش said...

سلام بر افاي بشكار
خوشحال مي شوم به وبلاگ من نگاهي بفرماييد

سعید said...

اشکال همین جاست.
اصولا نگاه کردن به صنایع به عنوان زنجیره نگاهی کلاسیک است. !! امروزه باید باور کرد که با شبکه پیچیده ای روبرو هستیم که هر نوع مداخله دولت میتواند با عث اختلال گردد.

سعید said...

موافقم .
واقعا من هم نمیدانم چگونه دولت میتواند بهتر از صاحبان صنایع و ذی نفعان (شامل مشتریان ، شهامداران و تکنسین ها و غیره) از ایجاد گلوگاه یا اثر شلاقی جلوگیری کند زیرا تصمیم گیری های دولتی عموما کند هستند و تجربه نشان داده مضراتش بیش از منافع است مگر در مواردی چون تدوین استانداردها و تامین ایمنی و غیره