محسن در پی مطلب پیش، از یکی از استادانش نقل کرده که یک نهاد اجرایی (بخوانید دولت) باید وجود داشته باشد که از افول مزیت رقابتی صنایع جلوگیری کند. یکی از دلیلهایی هم که مطرح کرده این است که چون صنایع به هم مرتبط هستند (یک زنجیرهی عرضه را در نظر بگیرید) افول ناگهانی یک صنعت ممکن است با ایجاد گلوگاهی در زنجیرهی عرضه، به سایر صنایع نیز آسیب وارد کند (تعبیر من از نوشتهی محسن).
قاعدتا یکی از کاربردهای طراحی و مدیریت زنجیرهی عرضه جلوگیری از ایجاد گلوگاههایی است که ممکن است به دلایل مختلف ایجاد شود و برای من معلوم نیست که دولت چگونه میتواند بهتر از دست اندر کاران این زنجیره در مورد آن برنامهریزی کند.
از آن گذشته افول مزیت رقابتی یک صنعت یا یک تولید کننده ممکن است به دلیل اوج گرفتن مزیت رقابتی در سایر صنایع باشد و اگر دولت به یک صنعت کمک کند که توان رقابتی خود را حفظ کند (مثلا با یارانه یا بخشش مالیاتی) در واقع صنعت دیگری را نابود کرده است.
دخالت دولت تنها زمانی توجیهپذیر است که مکانیسم بازار قادر به ایجاد هماهنگیهای لازم نباشد. مثلا به نظر میرسد که در زمینهی خدمات پستی –که امروزه بخش مهمی از بسیاری از زنجیرههای عرضه هست— دولت میتواند با وضع استانداردهایی روابط بین شرکتهای پستی را تسهیل کند. یا این که دولت میتواند با برنامهریزی بلندمدت ( و نه اجرا) برای بندرها و راههای کشور کاسبی را آسان کند.

7 comments:
سلام، گفتم شاید بد نباشد که نظر یکی دیگر از دوستان را هم اینجا بگم: که دانش آموخته کارشناسی ارشد اقتصاد است:
در ایران ظاهرا وزارت بازرگانی مسئول نظم بخشیدن به ساختارهای یک صنعت / بازار و تنظیم روابط بین بازارهای مختلف است. گرچه اکثر اوقات نتوانسته مسئولیت خود را بخوبی بازی کند. او به نکته دیگری هم اشاره کرد همه چیز که اقتصاد نیست! منظورش این بود که برای این مورد نباید فقط ملاحظات اقتصادی صرف را دخیل کرد و همه چیز را بر عهده مکانیسم بازار گذاشت.
یه مورد دیگر: خود من متوجه شدم که سندیکاهای کارفرمایی در برخی موارد این مسئولیت را عهده دار هستند.
ویژگی ذاتی هر مزیت رقابتی به خصوص در دنیای جدید، ناپایداری اونه و هرگونه دخالت مگر برای ایجاد مزیت جدید یا انطباق با شرایط جدید محکوم به شکسته. دخالت دولتها هم بدون اتخاذ یک سیاست صنعتی درست خیلی وقتها منجر به دوپینگ میشه و نه ایجاد یا تقویت مزیتهای رفابتی. مثل مملکت ما که تنها مزیت رقابتی برای تولید سوخت هسته ای یا حتی خودرو (البته در بازارهای جهانی) پول مفت نفته ;)
سلام مصطفی. وبلاگ خواندنی داری. در تایید نظرت، استراتژی توسعه صنعتی دولت هم باید عمدتا به این هماهمنگیها و فضای کسب و کار بپردازد.
خب! لینک شما در دسته اقتصاد اضافه شد!
سلام بر افاي بشكار
خوشحال مي شوم به وبلاگ من نگاهي بفرماييد
اشکال همین جاست.
اصولا نگاه کردن به صنایع به عنوان زنجیره نگاهی کلاسیک است. !! امروزه باید باور کرد که با شبکه پیچیده ای روبرو هستیم که هر نوع مداخله دولت میتواند با عث اختلال گردد.
موافقم .
واقعا من هم نمیدانم چگونه دولت میتواند بهتر از صاحبان صنایع و ذی نفعان (شامل مشتریان ، شهامداران و تکنسین ها و غیره) از ایجاد گلوگاه یا اثر شلاقی جلوگیری کند زیرا تصمیم گیری های دولتی عموما کند هستند و تجربه نشان داده مضراتش بیش از منافع است مگر در مواردی چون تدوین استانداردها و تامین ایمنی و غیره
Post a Comment